کبوتر حرم هر چه در این درگاه می بینید از الطاف امام حسن است و بس
| ||
پدرانم همگی مست تولا بودند مادرانم همه دلبسته زهرا بودند جد و اجداد من از غافله دل بودند همه در زمزمه و ذکر به دنیا بودند نشنیدی که کسی ذوب ولایت بشود همه آباء من از زمره آنها بودند پدرانم همگی وقت به پا استادن یا علی گفته و دلگرم به مولا بودند قوت بازویشان بود ز سلطان نجف وامدار مدد آن یل یلها بودند همگی مفتخر از فیض غلامی علی و از الطاف علی سرور و آقا بودند پدرانم همگی پیر غلام عشقند همگی پیر غلامان امام عشقند ??? من اگر گرم نوایم و پر از احساسم یا اگر غیر علی عشق دگر نشناسم اشهد ان علیا ولی الله اذان شده آئین من و دین من و وسواسم یا اگر فیض علی شامل حالم شده و شیعه عطر بهشتی و غلام یاسم یا اگر از جلوات کرم آقایم شهره عشق علی بین عوام الناسم یا اگر دربدر عشق شه خیبرم و آرزومند حریم پدر عباسم همه از فیض دعاهای پدرهای من است هر چه دارم همه از منت آقای من است ??? من غلام علیم حب علی دین من است عشق حیدر همه مذهب و آئین من است من غلام علیم غیر علی شاهم نیست مهر او راحتی سینه سنگین من است خاک نعلین علی سرمه چشمان من و نام او شرح بر این سینه غمگین من است سحری نیمه شبی گوشه ایوان نجف یا علی جان بخدا عقده دیرین من است نام شیرین تو را بردن و مستی کردن به خدایی خدا لذت شیرین من است هستم از کودکیم دست به دامان شما ای شهنشاه نجف جان من و جان شما ??? به خدایی خدا سخت فقیرم مولا بی تو والله قسم پست و حقیرم مولا به کجا روی امیدم ببرم وقتی که دست بر دامن لطف تو نگیرم مولا زیر شمشیر غمت رقص کنان را عشق است منتی جز تو به قرآن نپذیرم مولا منتت بر سر من خاک رهت بر چشمم نیست غیر از تو علی میر امیرم مولا بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم دلخوشم زآنکه به دام تو اسیرم مولا من که با نام علی مستم و در فریادم چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم ??? همه ی هستی من هست گرفتار علی آرزوی دل من عارض رخسار علی ضربان دل دیوانه من مدح علی است سالیانی است شدم عاشق تبدار علی کاش میشد که نگاهش بشود شامل من تا شوم بنده آزاده دربار علی کاش عقده ز زبانم بگشاید مولا تا که من هم بشوم میثم تمار علی گفت هر کس که بمیرد رخ او میبیند ای خوش آن مرگ که بینم گل رخسار علی مهر او ولوله سینه مجنون من است نام زیبای علی سر گل هر انجمن است ??? من ز درگاه علی جود و عطا میخواهم ز صفای دل او لطف و صفا میخواهم من که عمریست به مداحی او مشغولم سله از آن شه و سلطان سخا میخواهم امپراطور ولایت ساقی لشگر بدر جامی از دست تو با طعم خدا میخواهم هر چه دارم همه در پای شما میریزم و فقط گوشه نگاهی ز شما میخواهم هوس شهر نجف عقل مرا ذایل کرد هم نجف هم حرم کرب و بلا میخواهم تا قیامت به تو و لطف شما محتاجم شیعه عشق تو بودن بخدا شد تاجم یادداشت ثابت - دوشنبه 92/7/30 .:. 7:35 صبح .:. نصیر حسنی
نظرات ()
.:. کدنویسی : وبلاگ اسکین .:. گرافیک : ثامن تم .:.
|
||
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبلاگ متعلق به مدیر آن می باشد.
|